تبليغاتX
head>Free Counters
آمار بازدید کننده .......::::::: آرزوي ديدار :::::::....... آرزوی دیدار

آرزوی دیدار



مرگ لاله ها

روزگاری ،

در دلم دشتي بود

كه به راستي ،

باغي بود پر ز لاله ؛

پروانه هاي خيال ،

هم نوا با نسيم لحظه ها

مي سرودند ترانه ي زندگاني و نشاط را در قلبم

ناگاه ،

بادهايي وزيدن گرفتند .

بادهايي كه سرايشان نه اين منزل بود

بادهايي از دياري غريب

بادهايي خاكستري رنگ

در اين دشت پر ز گل شروع به وزيدن كرد

بادهايي كه سرتاسر ،

غم و اندوه و كينه اند ؛

و غباري از حزن و كينه را

بر جاي جاي قلبم مي افكند

و سرخي اين دشت پر از لاله را

به رنگي و خاكستري مبدل ميكند .

اين سينه كه دگر

خانه سراي غم شده است

دگر هيچ عشقي در آن نمي رويد

و تمامي آن لاله ها

دگر در سوگ مرگ پروانه ها ،

پرپر شده اند.

نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 16:32 توسط محمد |

بیاییم شاید در میان سکوتها او را یافتیم

زندگيه اندک من آنقدر نيست که بتواند مايه آرامشم
باشد .آنقدري نيست که به خودم ببالم و مايه غرورم شود خداوندا مرا ياري ده تا هنرم را در راه درست ايثار کنم تا دست مايه اي براي درآمدم ويا وسيله ي براي اسارتم در اين دنياي خاکي نشود بلکه راهي باشد
براي سپاس از تو و پيشبرد آرمانهاي زندگي خودم و دوستانم.

                

نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 15:6 توسط محمد |