چيزهايي از عشق چيزهايي از زندگي
شكنجه شدن برايم چه اهميتي دارد
اگر عشق ورزيدن به تو درد و شكنجه است
يا اگر تو در عشقمان تقلب كني
آنچه اهميت دارد شبهايي است
كه به تو ختم مي شوند
اگر چه تو در مقابل روحم را آزار مي دهي
زنده بودن من چه اهمييت دارد
و زندگي برايم به چه درد مي خورد
اگر از آغوش گرمت به دور باشم؟!
مهمترين چيز فرونشاندن عطش عشق من
نسبت به تو و درآغوش گرفتن توست
كه تنها چشمه زلال وجود تو اين عطش را فرو مي نشاند.
بدون تو هيچ چيز برايم ارزشي ندارد
و به همين دليل است كه درهمه حال متعلق به تو هستم
برده و آقاي تو.......
چيزهايي از عشق چيزهايي از زندگي
تو عقابي در زندگي من هستي
و من هم غزالي زخمي در چنگال توام
چيزهايي از بدن تو
و چيزهايي از پوست تو هستند
كه مرا چون يك قايق كاغذي با خود
به سوي امواج مي برند
چيزهايي از عشق چيزهايي از زندگي
تو خود درد و رنج را برايم به ارمغان مي آوري
و خود هم بر روي زخمهايم مرهم مي نهي
چيزهايي از تن تو / چيزهايي از صداي تو
قلب پوچ و بي معناي تو را در دشت و صحرا فرياد مي زنند
يك يا هزار بار ديگر در انتظار تو بودن
چه اهمييت برايم دارد؟
زيرا تو بالاخره مرا در خودت غرق خواهي كرد
آنچه اهمييت دارد نگاه كردن به تو در آرامش و سكوت است
و دانستن اينكه شايد بتوانم بدون داشتن جسمت
تورا در زندگيم داشته باشم
چيزهايي از عشق چيزهايي از زندگي
روزهایی که بی تو می گذرد
گر چه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میزند فریاد
در کنار تو می گذشت ای کاش