تبليغاتX
head>Free Counters
آمار بازدید کننده .......::::::: آرزوي ديدار :::::::....... آرزوی دیدار

آرزوی دیدار



مادر عزیزم روزت مبارک!!

 

Mama Said

Mama she has taught me well
Told me when I was young
Son your life's an open book
Don't close it fore its done
The brightest flame burns quickest
Is what I head her say
A son's heart sewed to mother

مادرم به خوبی به من آموخت

آن هنگام که جوانی بیش نبودم به من گفت

پسرم زندگی مانند یک کتاب گشوده است

نا تمام رهایش نکن

آتش تند، زودتر خاکستر می شود و فروکش می کند

این است آنچه از او شنیده ام

قلب یک پسر همیشه پیش مادر است

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 17:29 توسط محمد |

راز خدا

 

 

قطاری که به مقصد خدا می‌رفت، لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست. کیست که با ما سفر کند؟ کیست که رنج و عشق توأمان بخواهد؟ کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن؟

 

قرن‌ها گذشت اما از بی‌شمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند.

از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود. در هر ایستگاه که قطار می‌ایستاد کسی کم می‌شد. قطار می‌گذشت و سبک می‌شد. زیرا سبکی قانون خداست.

قطاری که به مقصد خدا می‌رفت، به ایستگاه بهشت رسید. پیامبر گفت این‌جا بهشت است. مسافران بهشتی پیاده شوند. اما این‌جا ایستگاه آخرین نیست.

 

مسافرانی که پیاده شدند، بهشتی شدند. اما اندکی، باز هم ماندند. آن‌گاه خدا روبه مسافرانش کرد و گفت: درود بر شما، راز من همین بود. آن که مرا می‌خواهد در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد.

و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید، دیگر نه قطاری بود و نه مسافری و نه پیامبری.

 

 

نوشته شده در جمعه دوم تیر 1385ساعت 0:32 توسط محمد |